خرید بک لینک
دلم خوش بود یه روزایی.مثلا بارون که میومد و با خاک بوش بلند میشد ، مثلا عید که میشد ، ناهارا که قرمه سبزی داشتیم ، خونه ی قیام شرقی پلاک ۷۴ ، گِل بازی تو حوض کوچیکه با سپهر ، بچه گربه های تو زیرزمین ...

روزاییم که دلم خوش بود تخم سگ میشدم به قولِ مامان.رو زمین بند نمیشدم.بیشتر از همیشه سر و صدا میکردم.جیغ میزدم.با سمیرا و سپهر کتک کاری میکردیم.انرژیم بیشتر میشد اخه.

دلم میخواد یجوری شه دلم خوش باشه اندازه همون وختا...

برچسب: شهریور, نویسنده: یگانه خلیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:45

صفحه بندی